1- در این شعر شاعر چه چیزی را بیان  می کند؟

«معرفت کردگار دیدن این عالم است .»


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در جمعه سی ام مهر 1389 |

 اشعاری شامل چند بخش که هر بخش ، چهار یا پنج مصراع است و همه ی مصراع ها جز مصراع آخر هم قافیه باشد.در بخش دوم بیت ها هم وزن بند اول است و اما در قافیه متفاوت ولی مصراع آخر بر همان وزن وقافیه ی مصراع آخر بند اول باشد . به همین ترتیب ادامه پیدا می کند.

بر حسب تعداد مصراع ها ، مسمط را مربع یا مخمس یا مسدس و مسبع و مثمن می نامند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در جمعه سی ام مهر 1389 |

مستزاد در حقیقت نوعی مستقل از انواع شعر نیست . بلکه یک نوع سرگرمی شعر ی به حساب می آید ، و آن چنان است که در آخر هر مصراع کامل رباعی یا غزل و... جمله ای کوتاه به نثر مسجّع اضافه کنند که در معنی با مصراع مربوط باشد امّا از نظر وزن خارج و زاید باشد ، به همین دلیل آن را مستزاد نامیده اند.

+ نوشته شده توسط حسین محمدی در جمعه سی ام مهر 1389 |
در لغت به معنی دوتایی است و در اصطلاح ، شعری است در یک و زن که هر دو مصراع آن به یک قافیه باشد و قافیه ی هر بیتی به آزادی تغییر کند. از قالب مثنوی برای نقل داستان های مفصّل و بیان مطالب پیوسته استفاده می شود و از مبدعات ایرانیان است .

معروفترین مثنوی ها : مثنوی معنوی مولانا جلال الدّین محمد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در جمعه سی ام مهر 1389 |
شعری است شامل چند بیت که مصراع های دوم همه ی بیت های آن هم قافیه  باشد و مجموع ابیات آن از دو بیت کمتر نمی شود .
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در جمعه سی ام مهر 1389 |

قصیده از قصد مشتق شده است  و آن به معنی توجه و روی نهادن به چیزی و جایی است . موضوع آن بیشتر مدح ،ستایش نکوهش و وصف طبیعت  می باشد .در قصیده دو مصراع اول و دوم با مصراع های زوج(دوم ) آن به یک قافیه است.

خصوصیات و قسمت های قصیده : حسن مطلع ، تشبیب و تغزل ، حسن تخلص ، حسن اعتذار ، شریطه ، حسن مقطع .

حسن مطلع : نخستین بیت قصیده


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در جمعه سی ام مهر 1389 |

غزل در لغت به معنی عشق بازی است ، در اصطلاح ، عبارت است از چند بیت بر یک وزن و قافیه مشتمل بر مضامین بلند و دلنشین در باره احوال عاشق و جمال معشوق و ...

در غزل ، دو مصراع بیت نخستین که مطلع نامیده می شود ، باید با مصراع های جفت آن به یک قافیه باشد .در غزل معمولا هر بیت به تنهایی معنی مستقلی دارد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در جمعه سی ام مهر 1389 |
شعری است دارای چهار مصراع که مانند دوبیتی های قدیم مصراع های اول و دوم و چهارم آن هم قافیه است و شاعر در قافیه ی مصرع  سوم آزاد است .از نظر وزن ، رباعی مرکب از دوازده هجا ست که تا هجای دهم مرتب دو هجای بلند و دو هجای کوتاه در پی هم واقع می شود و هجاها ی یازدهم و دوازدهم بلند می باشد. بر وزن «لاحول و لا قوة الا بالله » است . رباعی از جهت قافیه با دو بیتی یکسان و از جهت وزن با آن متفاوت است .
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در جمعه سی ام مهر 1389 |

شعری است شامل چهار مصراع که مطلبی کامل را بیان کند و مصراع های اول ، دوم و چهارم آن به یک قافیه باشد ، امّا در قافیه مصراع سوم شاعر آزاد است .

به دوبیتی ترانه نیز می گویند و آن صورت کامل شده ی اشعار دوازده هجایی روزگار ساسانیان است که بعد از اسلام عرب ها آن را «فهلویّات » نامیده اند .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در جمعه سی ام مهر 1389 |

از هرجهت شبیه ترجیع بند است جز آن که در هر رشته خانه(بند) با بیتی مستقل از نظر قافیه پایان می پذیرد و مانند ترجیع بند یک بیت تکرار نمی گردد.

چند بیت بر یک وزن و قافیه می آید و پس از آن یک بیت مستقل از نظر قافیه می آید که با بیت های قبل هم قافیه نیست ، این بیت در هر بندی با بیت قبل متفاوت است یعنی این که بیتی تکراری نیست و در پایان هر بند بیتی می آید که با بیت پایان دیگر بند ها تفاوت دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در جمعه سی ام مهر 1389 |

ترجیع بند :

از چند قسمت اشعار مختلف تشکیل شده که همه در وزن یکسان و در قافیه ها متفاوت ، به طوری که چند بیت بر یک وزن و قافیه بیاید و در پایان آن یک بیت بر همان وزن امّآ با قافیه ای متفاوت بیاورند اگر این بیت را در پایان هر بند عینا تکرار کنند ترجیع بند می گویند .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در جمعه سی ام مهر 1389 |

در استعاره ی مکنیه ی تخییلیه ، مشبه به که ذکر نمی شود در غالب موارد انسان است که غربیان به آن پرسونیفیکاسیون و در فارسی و عربی تشخیص می گویند.

تشخیص: هر گاه ویژگی های انسان را به غیر انسان نسبت دهیم « شخصیت بخشی » یا « تشخیص » می گویند.

 نمونه هایی از تشخیص در ادبیات دوره راهنمایی:

شبنم از روی برگ گل برخاست                    گفت : می خواهم آفتاب شوم

دانه آرام بر زمین غلتید                               رفت و انشای کوچکش را خواند

غنچه هم گفت : گر چه دل تنگم                    مثل لبخند باز خواهم شد

جوجه ی کوچک پرستو گفت :                       کاش با باد رهسپار شوم

جوجه گنجشک گفت : می خواهم                   فارغ از سنگ بچّه ها باشم

جوجه ها ی کبوتران گفتند:                         کاش می شد کنار هم باشیم

آب با گام های استوار و امید وار شتابان می رفت تا خود را به دهان خشک زمین و صدها کشتزار سوخته و نگاه های پژمرده ی هزاران درخت تشنه برساند و در رگ های خشکیده ی جوی ها ی مزرعه و کوچه باغ ها ی مرده ، جاری گردد.

درختان سرسبز باغ شاد و خرّم را دیدم که شاخه های خویش را به آسمان بر افراشته بودند و دعا می کردند و کودکان پرنشاط گل بوته و نوجوانان امیدوار ذرت ها در گوش نسیم ، آمین می گفتند .

در این فصل زمین سر از خواب زمستانی بر می دارد.

بهار که می آید ، هر شاخه گویی دست خواهشی است که در طلب باران از زمین به آسمان برآمده است ، آسمان هم البتّه سخاوتمند می شود .

شاخه های درختان ، زیر بار میوه های تابستانی قد خم می کنند.

در پاییز برگ ها با وزش هر نسیم دست از دامن شا خه ها رها می کنند و رقصان در باد به زمین می ریزند.

پاییز با طبیعت وداع می کند و زمستان از راه می رسد و کوله بارش را که پر از برف و سرماست بر زمین می گذارد.

شاخه های جوان بی برگ زیر با رسنگین برف کمر خم کرده اند .

زمین نفس گرمی می کشد.

کرخه هرگز رنگ نباخت و بر خود نلرزید و آب بر لبش نخشکید و از هراس جنب و جوش خود را رها نکرد.

رودخانه ماند و نظاره کرد.

+ نوشته شده توسط حسین محمدی در پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389 |

چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما

ای جوانان عجم جان من و جان شما

حلقه گرد من زنید ای پیکران آب و گل

آتشی در سینه دارم از نیاکان شما


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389 |

چو خواهی که نامت بود جاودان

مکن نام نیک بزرگان نهان


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389 |
تلمیح : شاعر یا نویسنده ، گاهی برای زیباتر ساختن سخن و تأثیر گذاری بیش تر آن ، به اشاره و غیر مستقیم از آیات ، روایات ، احادیث ، داستان ها و رویدادهای مهمّ تاریخی و...
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389 |
به ادامه مطلب مراجعه کنید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389 |
به ادامه مطلب مراجعه کنید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389 |

همه عالم تنست و ایران دل

نیست گوینده زین قیاس خجل
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389 |

نار خندان باغ را خندان کند

صحبت مردانت از مردان کند


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389 |
خدا آن ملتی را سروری داد
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389 |

جهان جمله فروغ نور حق دان

حق اندر وی ز پیدایی است پنهان


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389 |

هر روز زين خراب غم آباد می روند


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389 |

منتظران بهار بوی شکفتن رسید

مژده به گل ها برید یار به گلشن رسید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389 |

محمد کافرینش هست خاکش

هزاران آفرین بر جان پاکش


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389 |

ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون

نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در دوشنبه بیست و ششم مهر 1389 |

نام نیکو گر بماند ز آدمی

به کزو ماند سرای زرنگار


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در دوشنبه بیست و ششم مهر 1389 |

چشم دل باز کن که جان بینی

آنچه نادیدنی است آن بینی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در دوشنبه بیست و ششم مهر 1389 |
به ادامه مطلب مراجعه کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389 |

اقسام اضافه

الف- اضافه ی ملکی ، در این اضافه بین مضاف و مضافٌ الیه رابطه ی ملکی  وجود دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در جمعه بیست و سوم مهر 1389 |

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی

نروم جز به همان ره که توام راه نمایی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389 |