X
تبلیغات
ادبیات مدرسه - آرایه های ادبی
آن است که در سخن چیزهایی را بیاورند که در معنی با یکدیگر متناسب باشند و با هم شبکه ی معنایی
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در یکشنبه هفتم آذر 1389 |
مبالغه: آن است که در وصف کردن و ستایش و نکوهش کسی یا چیزی زیاده روی کنند آن قدر که
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در یکشنبه هفتم آذر 1389 |
در لغت به معنی پوشیده سخن گفتن است و در اصطلاح سخنی است که دارای دو معنی ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در شنبه ششم آذر 1389 |

نوعی از مجاز به علاقه ی مشابهت است که به آن استعاره می گویند.

استعاره در لغت یعنی عاریه خواستن کلمه ای به جای کلمه ای دیگر .

استعاره تشبیهی است که ارکان آن ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در شنبه ششم آذر 1389 |
تشبیه : مانند کردن چیزی به چیزی دیگر در صفتی مشترک  به شرط این که همراه با اغراق باشد. در تشبیه ادعای همانندی و شباهت وجود دارد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در جمعه پنجم آذر 1389 |
مجاز : عبارت است از کاربرد کلمه در غیر معنی حقیقی خود .
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در جمعه پنجم آذر 1389 |

 اشعاری شامل چند بخش که هر بخش ، چهار یا پنج مصراع است و همه ی مصراع ها جز مصراع آخر هم قافیه باشد.در بخش دوم بیت ها هم وزن بند اول است و اما در قافیه متفاوت ولی مصراع آخر بر همان وزن وقافیه ی مصراع آخر بند اول باشد . به همین ترتیب ادامه پیدا می کند.

بر حسب تعداد مصراع ها ، مسمط را مربع یا مخمس یا مسدس و مسبع و مثمن می نامند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در جمعه سی ام مهر 1389 |

مستزاد در حقیقت نوعی مستقل از انواع شعر نیست . بلکه یک نوع سرگرمی شعر ی به حساب می آید ، و آن چنان است که در آخر هر مصراع کامل رباعی یا غزل و... جمله ای کوتاه به نثر مسجّع اضافه کنند که در معنی با مصراع مربوط باشد امّا از نظر وزن خارج و زاید باشد ، به همین دلیل آن را مستزاد نامیده اند.

+ نوشته شده توسط حسین محمدی در جمعه سی ام مهر 1389 |
در لغت به معنی دوتایی است و در اصطلاح ، شعری است در یک و زن که هر دو مصراع آن به یک قافیه باشد و قافیه ی هر بیتی به آزادی تغییر کند. از قالب مثنوی برای نقل داستان های مفصّل و بیان مطالب پیوسته استفاده می شود و از مبدعات ایرانیان است .

معروفترین مثنوی ها : مثنوی معنوی مولانا جلال الدّین محمد


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در جمعه سی ام مهر 1389 |
شعری است شامل چند بیت که مصراع های دوم همه ی بیت های آن هم قافیه  باشد و مجموع ابیات آن از دو بیت کمتر نمی شود .
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در جمعه سی ام مهر 1389 |

قصیده از قصد مشتق شده است  و آن به معنی توجه و روی نهادن به چیزی و جایی است . موضوع آن بیشتر مدح ،ستایش نکوهش و وصف طبیعت  می باشد .در قصیده دو مصراع اول و دوم با مصراع های زوج(دوم ) آن به یک قافیه است.

خصوصیات و قسمت های قصیده : حسن مطلع ، تشبیب و تغزل ، حسن تخلص ، حسن اعتذار ، شریطه ، حسن مقطع .

حسن مطلع : نخستین بیت قصیده


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در جمعه سی ام مهر 1389 |

غزل در لغت به معنی عشق بازی است ، در اصطلاح ، عبارت است از چند بیت بر یک وزن و قافیه مشتمل بر مضامین بلند و دلنشین در باره احوال عاشق و جمال معشوق و ...

در غزل ، دو مصراع بیت نخستین که مطلع نامیده می شود ، باید با مصراع های جفت آن به یک قافیه باشد .در غزل معمولا هر بیت به تنهایی معنی مستقلی دارد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در جمعه سی ام مهر 1389 |
شعری است دارای چهار مصراع که مانند دوبیتی های قدیم مصراع های اول و دوم و چهارم آن هم قافیه است و شاعر در قافیه ی مصرع  سوم آزاد است .از نظر وزن ، رباعی مرکب از دوازده هجا ست که تا هجای دهم مرتب دو هجای بلند و دو هجای کوتاه در پی هم واقع می شود و هجاها ی یازدهم و دوازدهم بلند می باشد. بر وزن «لاحول و لا قوة الا بالله » است . رباعی از جهت قافیه با دو بیتی یکسان و از جهت وزن با آن متفاوت است .
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در جمعه سی ام مهر 1389 |

شعری است شامل چهار مصراع که مطلبی کامل را بیان کند و مصراع های اول ، دوم و چهارم آن به یک قافیه باشد ، امّا در قافیه مصراع سوم شاعر آزاد است .

به دوبیتی ترانه نیز می گویند و آن صورت کامل شده ی اشعار دوازده هجایی روزگار ساسانیان است که بعد از اسلام عرب ها آن را «فهلویّات » نامیده اند .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در جمعه سی ام مهر 1389 |

از هرجهت شبیه ترجیع بند است جز آن که در هر رشته خانه(بند) با بیتی مستقل از نظر قافیه پایان می پذیرد و مانند ترجیع بند یک بیت تکرار نمی گردد.

چند بیت بر یک وزن و قافیه می آید و پس از آن یک بیت مستقل از نظر قافیه می آید که با بیت های قبل هم قافیه نیست ، این بیت در هر بندی با بیت قبل متفاوت است یعنی این که بیتی تکراری نیست و در پایان هر بند بیتی می آید که با بیت پایان دیگر بند ها تفاوت دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در جمعه سی ام مهر 1389 |

ترجیع بند :

از چند قسمت اشعار مختلف تشکیل شده که همه در وزن یکسان و در قافیه ها متفاوت ، به طوری که چند بیت بر یک وزن و قافیه بیاید و در پایان آن یک بیت بر همان وزن امّآ با قافیه ای متفاوت بیاورند اگر این بیت را در پایان هر بند عینا تکرار کنند ترجیع بند می گویند .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در جمعه سی ام مهر 1389 |

در استعاره ی مکنیه ی تخییلیه ، مشبه به که ذکر نمی شود در غالب موارد انسان است که غربیان به آن پرسونیفیکاسیون و در فارسی و عربی تشخیص می گویند.

تشخیص: هر گاه ویژگی های انسان را به غیر انسان نسبت دهیم « شخصیت بخشی » یا « تشخیص » می گویند.

 نمونه هایی از تشخیص در ادبیات دوره راهنمایی:

شبنم از روی برگ گل برخاست                    گفت : می خواهم آفتاب شوم

دانه آرام بر زمین غلتید                               رفت و انشای کوچکش را خواند

غنچه هم گفت : گر چه دل تنگم                    مثل لبخند باز خواهم شد

جوجه ی کوچک پرستو گفت :                       کاش با باد رهسپار شوم

جوجه گنجشک گفت : می خواهم                   فارغ از سنگ بچّه ها باشم

جوجه ها ی کبوتران گفتند:                         کاش می شد کنار هم باشیم

آب با گام های استوار و امید وار شتابان می رفت تا خود را به دهان خشک زمین و صدها کشتزار سوخته و نگاه های پژمرده ی هزاران درخت تشنه برساند و در رگ های خشکیده ی جوی ها ی مزرعه و کوچه باغ ها ی مرده ، جاری گردد.

درختان سرسبز باغ شاد و خرّم را دیدم که شاخه های خویش را به آسمان بر افراشته بودند و دعا می کردند و کودکان پرنشاط گل بوته و نوجوانان امیدوار ذرت ها در گوش نسیم ، آمین می گفتند .

در این فصل زمین سر از خواب زمستانی بر می دارد.

بهار که می آید ، هر شاخه گویی دست خواهشی است که در طلب باران از زمین به آسمان برآمده است ، آسمان هم البتّه سخاوتمند می شود .

شاخه های درختان ، زیر بار میوه های تابستانی قد خم می کنند.

در پاییز برگ ها با وزش هر نسیم دست از دامن شا خه ها رها می کنند و رقصان در باد به زمین می ریزند.

پاییز با طبیعت وداع می کند و زمستان از راه می رسد و کوله بارش را که پر از برف و سرماست بر زمین می گذارد.

شاخه های جوان بی برگ زیر با رسنگین برف کمر خم کرده اند .

زمین نفس گرمی می کشد.

کرخه هرگز رنگ نباخت و بر خود نلرزید و آب بر لبش نخشکید و از هراس جنب و جوش خود را رها نکرد.

رودخانه ماند و نظاره کرد.

+ نوشته شده توسط حسین محمدی در پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389 |
تلمیح : شاعر یا نویسنده ، گاهی برای زیباتر ساختن سخن و تأثیر گذاری بیش تر آن ، به اشاره و غیر مستقیم از آیات ، روایات ، احادیث ، داستان ها و رویدادهای مهمّ تاریخی و...
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسین محمدی در پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389 |